رد صلاحیت هاشمى رفسنجانی و آینده ایران؛ گفتگوى امیرحسین جهانشاهى با «الشرق الاوسط»

Published on: May 31, 2013
۱۰ خرداد / ۱۳۹۲

تأثیر رد صلاحیت هاشمى رفسنجانی بر آینده ایران
در گفتگوى روزنامه “الشرق الاوسط” با امیرحسین جهانشاهى

هدی الحسینی

هیجان مردم به گونه ای بود که گویا انتخابات ایران برگزار شده است، با وجود این که نام پیروز انتخابات هنوز اعلام نشده بود. این شور و هیجان در لحظه ای رخ داد که اکبر هاشمی رفسنجانی نام خود را لحظاتى پیش از پایان زمان مشخص شده، در لیست نامزدهای پست ریاست جمهوری ثبت کرد. این لحظه همه توجه ها را به خود جلب کرد و شور و هیجان مردم را در ایران برانگیخت؛ جامعه را تکان داد و اپوزیسیون داخل و خارج به پشتیبانی از نامزد آخرین لحظه شتافتند.

این تغییر و تحول ناگهانی با آن شدتی که داشت، رهبری ایران و در راس آن علی خامنه ای را شگفت زده کرد.می توان لحظه پایین آمدن رفسنجانی از ماشین «بنز» (که بعدا موضوع انتقاد از او شد) هنگام ورود به رینگ مسابقات ریاست جمهوری را هم به آن افزود.

پاسخ قاطع بود؛ نظام تصمیم گرفت طرح خود را اجرا و این بار پیش از برگزاری انتخابات با جلوگیری از ورود رفسنجانی به صحنه رقابت ها، کودتا کند. در سال ۲۰۰۹ کودتا پس از انتخابات روی داد و همچنان هزاران ایرانی در زندان هستند.
امیرحسین جهانشاهی بنیانگذار «موج سبز» معتقد است که دلیل رد صلاحیت رفسنجانی «ترس» است، و برای نخستین بار از زمان تاسیس جمهوری اسلامی، این ترس، بستر خود را تغییر داده و به آن اندازه همراه نظام شده که مسئولان سازمان های امنیتی احساس می کنند ایران اکنون در وضعیت پیش از یک انقلاب و در حال انفجار قرار دارد.

هیچ کس این وضعیت را پیش بینی نکرده بود و برای همین رفسنجانی از ورود به رقابت های انتخابات منع شد.

جهانشاهی می گوید: «گذشته رفسنجانی را فراموش کنیم. امروز اپوزیسیون داخل و خارج ایران از او پشتیبانی می کند، همچنین بخش بزرگی از مراجع بلندپایه دینی، موج سبز آماده بود که همه امکاناتش از جمله شبکه تلویزیونی اش را در اختیار او قرار دهد.»

هیچ گاه جمهوری اسلامی، شاهد شکافی چون امروز نبود، دیگر کسی نمی داند چه کسی در راس قدرت تصمیم گیرنده است. اگر خوب دقت کنیم: رفسنجانی دو دوره رئیس جمهور بود، او تقریبا فردی است که با عراق معاهده صلح امضا کرد، پیش از آن رئیس مجلس بود، رئیس پیشین مجلس خبرگان بود؛ مجلسى که رهبر را انتخاب می کند، او بود که علی خامنه ای را به رهبرى رساند و همچنان از برجسته ترین شخصیت های ایرانی است. حذف او به این معنى است که نظام نگران است و شکاف برداشته است، ایران هم در وضعی قرار دارد که کوچکترین حادثه در آن می تواند منجر به انفجار شود، تهران هم در کنترل پلیس، سپاه پاسداران و بسیج قرار دارد و این نشان دهنده آن است که ترس از مردم به رهبران ایران منتقل شده، از این رو همه احتمالات ممکن است.

جهانشاهی می گوید: «شاید مردم فراموش کرده اند که انقلاب لیبی چگونه آغاز شد، یک جوان از بنغازی به تنهایی تابلویی در دست گرفت که نوشته ى بر روی آن، دعوت به انقلاب می کرد، او ساعت ها ایستاد تا این که مردم گرد او جمع شدند. وضعیت در ایران به گونه ای است که گویا در آستانه یک انقلاب قابل پیش بینی قرار دارد.» او می افزاید: «سرکوبی که در داخل ایران روی می دهد چنان شدید است که طرف های اپوزیسیون از ترس این که مبادا دیگری مزدور نظام باشد، دیگر به یکدیگر اعتماد ندارند. اما این مشکل نیست، این وضعیت اپوزیسیون در تمام انقلاب های تاریخ است.»

از نظر قانونی، رفسنجانی نمی تواند با نظام مقابله کند. اگر خامنه ای تصمیم نگیرد تا در موضع خود بازنگری کند، آینده رفسنجانی روشن است: کجا بایستد و چه کسی با او خواهد ایستاد. رفسنجانی به بخشی از اپوزیسیون تبدیل خواهد شد و این آن چیزی است که بسیاری خواهان آن هستند، جهانشاهی که برقراری تماس میان خود و رفسنجانی را تایید یا تکذیب نمی کند، می گوید از هاشمی حمایت کرده زیرا او تنها کسی است که در کوتاه مدت می تواند وضعیت مردم ایران را بهبود بخشد و رابطه ایران را با کشورهای خارجی، بازسازی کند.

پیش از آغاز ثبت نام نامزدهای انتخابات، حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه «کیهان» که سخنگوی خامنه ای است، به شدت به رفسنجانی و محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین تاخت. ناظران معتقدند که این اقدام هشداری روشن به آن ها بود تا به فکر نامزدی نباشند. خاتمی پیام را دریافت کرد اما رفسنجانی تصمیم گرفت جلو برود گویا از روی عمد قصد برهنه کردن نظام را داشت.

جهانشاهی می گوید: «فردی که روزی می خواست ناپلئون ایران باشد، اگر نامزد شد یعنی معتقد است که خامنه ای نمی تواند جلوی او را بگیرد، اما شاید در این اندیشه بود که اگر رد صلاحیت شود، روبروی مردم درون نظام را بر ملا خواهد کرد و نشان خواهد داد که این نظام علیه مردم و خواسته های آنان است. برای همین می گویم وضعیت پس از رد صلاحیت رفسنجانی با پیش از آن تفاوت دارد، اکنون زمینه برای تغییر مناسبتر از چهار سال پیش است زیرا شکافی که در نظام به وجود آمده، فرصت تحول ها را فراهم کرده است.» او می افزاید: «مطمئنم تنها راه آزاد سازی ایران، تغییر نظام است» اما «در کوتاه مدت فردی همچون رفسنجانی را برای مرحله انتقالی ترجیح می دادیم.»

از او می پرسم: «اگر انتخابات به طور طبیعی برگزار شود، چه پیش خواهد آمد؟»

پاسخ می دهد: «ما فعالیت خود را برای براندازى نظام ادامه خواهیم داد، اپوزیسیون داخل باید به این فکر باشد که زمان تغییر موضعشان از اصلاحات به تغییر نظام نزدیک می شود، باید به این نتیجه برسند که آخرین امید آن ها در نظام رفسنجانى بود و تاریخ شهادت خواهد داد که روز رد صلاحیت رفسنجانی، یکی از مهمترین روزهای ایران و نقطه عطفی مثبت برای مردم بود.»

جهانشاهی خاطرنشان می کند که محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران هنوز سخن خود را بر زبان نرانده است. او توانایی هرچند اندک در کودتای واقعی دارد چرا که وزارت کشور در دست او است و می تواند بگوید که کشور در شرایط برگزاری انتخابات نیست، همچنین می تواند کناره گیری از سمت خود را نپذیرد. او نمی داند که آیا احمدی نژاد دست به چنین اقدامی خواهد زد یا نه، تنها چیزی که می داند این است که شاید احمدی نژاد پس از انتخابات محدود شود.

او می افزاید: «خامنه ای و نظام بسیار بد هستند، اما احمدی نژاد برای کشور، مردم ایران، آینده آن ها، آزادی و ثبات و امنیت در منطقه خطرناک است. اگر اقدامی همچون تلاش برای کنترل کشور کند، باید زود به پاخیزیم.» او می گوید: «هیچ کس نمی داند در سه هفته آینده، ایران به کدام سو خواهد رفت، خامنه ای نمی داند، رفسنجانی نمی داند، همچنین اپوزیسیون داخل و خارج نمی دانند. وارد دنیای مبهمی شدیم.»

او معتقد نیست که تظاهراتی پیش از برگزاری انتخابات شکل گیرد، و انقلاب ها معمولا به شکلی که همگان را شگفت زده می کند، روی می دهند. اگر در هفته های آینده اتفاقی رخ ندهد و یکی از مردان خامنه ای انتخاب شوند «معتقدم ما وارد مرحله شکل گیری انقلاب می شویم. نظام می داند که وضعیت در حال انفجار است. این به آن معنی نیست که اوضاع در ۱۰ روز به انفجار برسد، اما تهران به عنوان نشانه ای بزرگ بر نگرانی مسئولان ایرانی باقی خواهد ماند. نظام دیگر به خود اعتماد ندارد.»

می گویم «نظام داخل ایران را سرکوب می کند زیرا نمی خواهد چیزی توجهش را از هدف بزرگتر خود یعنی نظام سوریه دور کند» پاسخ می دهد: «نظام به خاطر سوریه داخل را سرکوب نمی کند، بلکه به این خاطر که نمی خواهد با انقلابی مردمی روبرو شود. سوریا بخشی از یک طرح است. نظام ایران هیچ اصلاحی را نمی پذیرد. شکست خوردیم زیرا مردم ایران چهار سال پیش حقوق خود را از نظامی خواستند که مردم ایران را به رسمیت نمی شناسد. هنگامی که آماده هزینه دادن می شویم، به خیابان ها خواهیم آمد و از نظام خواهیم خواست که برود. زمان این اقدام در حال نزدیک شدن است و آن چه که برای رفسنجانی روی داد، بسیار مهم است.»

جهانشاهی می گوید: «سوریه برای نظام ایران به عنوان شریک مهم است، اما مهمتر برای این نظام آن چیزی است که در داخل روی می دهد.» او می افزاید: «انقلاب سوریه به دو دلیل تا کنون پیروز نشده است: هیچ گاه در دمشق ۵۰ هزار نفر به خیابان ها نیامدند و دوم: انقلاب رهبری ندارد.» او می گوید: «انقلاب در ایران نیازمند رهبری است، برخی از رهبران آن در زندان ها هستند، من در خارج هستم. اما ٧٠ میلیون خارج از زندان ها حضور دارند. به ۵۰ هزار نفر در خیابان ها نیاز داریم و هزار نفر برای سازماندهی تظاهرات. این شمار آماده هستند و زمان در حال نزدیک شدن است.»

می پرسم: «اگر غرب نتایج انتخابات را بپذیرد و اوضاع ایران عادی بود، چه؟»

پاسخ می دهد: «این بسیار برای مردم ایران بد خواهد بود. اما به عنوان اپوزیسیون به فعالیت هایمان ادامه خواهیم داد. امیدواریم پس از انتخابات کشورهای غربی تصمیم بگیرند که با نظام به ویژه درباره برنامه اتمی، مذاکره نکنند. چیزی بیشتر از آن ها نمی خواهیم.»

جالب توجه این است که سیاست ایالات متحده در برابر ایران از مقابله به کنترل در حال تغییر است، و این کنترل تنها بر برنامه اتمی ایران منطبق نیست بلکه درباره خود نظام هم صدق می کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*